تبليغاتX
عاشقانه ها
به روی دریچه ی قلبم نوشتم ورود ممنوع عشق آمد و گفت بی سوادم

 

باز کن پنجره را و بهاران را باور کن

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت 9:54  توسط امیر لاور | 

 

اشک در چشمان من طوفان غم دارد ولی

خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت 9:50  توسط امیر لاور | 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت 9:48  توسط امیر لاور | 
تو مثل فرشته ای عزیزم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت 9:45  توسط امیر لاور | 
دوست دارم

مي خواستم زيباترين كلام را به ياري بگيرم تا صميمانه ترين شاد باشهايم را تقديم تو كنم ولي ذهنم ياري نكرد . فكر كردم كه ساده نوشتن مثل ساده زيستن زيباست پس ساده و بي تكلف ميگم دوست دارم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت 9:34  توسط امیر لاور | 

آدامس : تنها چيزي كه توي دهان خانم ها بند مي شود

آدم خوار: انسان دوست افراطی

احمق: كسي كه دختر همسايه را در تاريكي نبوسد

ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد

الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را

اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند

بزبيار : فلك زده اي كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد

بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند

بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر

دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود

دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود

عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد

سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود

هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت 9:26  توسط امیر لاور | 
 

علوم : عشق تنها عنصري هست كه بدون اكسيژن مي سوزد

رياضي : عشق تنها عددي هست كه هرگز تنها نيست

فارسي : عشق تنها كلمه اي هست كه ماضي و مضارع ندارد

ورزش : عشق تنها توپي هست كه هرگز اوت نمي شود

قرآن : عشق تنها آيه اي است كه در هيچ سوره اي وجود ندارد

انشا : عشق تنها موضوعي است كه مي توان توصيفش كرد

فيزيك : عشق تنها آدم رباتي هست كه قلب را به سوي خود مي كشد

زيست : عشق تنها ميكروبي هست كه از راه چشم وارد مي شود

شيمي : عشق تنها اسيدي هست كه درون قلب اثر مي گذارد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت 9:21  توسط امیر لاور | 
و   جونم

بهت نمي گم كه دوست دارم ، ولي قسم ميخورم كه دوست دارم

بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت ميدم ، چون همه چيزم تويي

نمي خوام كه خوابت رو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي

اگه يه روز چشمات پر اشك شد دونبال يه شونه هستي تا گريه كني ، صدام كن ، قول ميدم اشك هاتو پاك كنم و منم با تو گريه كنم

اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشتي تا سرش داد بزني ، صدام كن قول ميدم ساكت بمونم

اگه دنبال خرابي مي گشتي تا نفرت رو در اون دفن كني ، صدام كن ، قلبم تنها خرابه وجود توست

اگه يه روز صدات كردم كه بهت نياز دارم ، نگو كجايي ، فقط يه لحظه چشماتو ببند و بهم فكر كن ، عشق من    و    جونم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت 9:19  توسط امیر لاور | 
طريقه هك كردن يك سايت:(توجه: استفاده غير غانوني از اين آموزش پيگرد دارد اين آموزش براي كساني كه كامپيوتر بلدن توصيه مي شود).

1- ابتدا وارد سايتي كه ميخواهيد هك كنيد شويد
2- گزينه  hack con in site Ro را از منوي Help انتخاب كنيد
3- سپس اينتر را بزنيد سايت مورد نظر هك مي شود

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 21:45  توسط امیر لاور | 
ابتدا وارد My computer شويد و سپس روي يكي از درايوها راست كليك كرده و گزينه  Roshan computer vaghti bargh Nist را انتخاب كنيد. با اين روش كامپيوتر شما روشن خواهد شد. اگر با اين روش كامپيوتر شما روشن نشد پس حتما برق منزل شما قطع شده است.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 21:44  توسط امیر لاور | 

 

اول نرم افزار paint را دانلود كنيد وآن را در دو سی دی رایت کنید.سپس cd 1 را درون floppy disk قرار داده و روي آن گزينه كليك كرده -توجه داشته باشيد كه بايد پسورد طرف مقابل را بدانيد.
بعد از انجام اين مراحل پسورد طرف را درون cd 3 قرار داده و از طرف مقابل بخواهيد كه كامپيوتر خود را reset كند -اگر طرف مقابل اين كارو نكرد از گزينه ~ mali استفاده كنيد.
به همين سادگي شما سه كار مهم را انجام داديد. 1-پسورد طرف را پيدا كرديد 2-كامپيوتر طرف را بدون اينكه خودش بفهمد reset كرديد. و از همه مهمتر با گزينه ~ mali آشنا شديد....

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 21:43  توسط امیر لاور | 
 

مطالب آموزشي ويژه


پنج روش برای بدست آوردن آیدی و پسورد دیگران

اول از او خواهش  کنید که به شما بگوید

دوم به او التماس   کنید که به شما بگوید

سوم با عصبانیت از او بپرسید

چهارم او را تهدید کنید

پنجم با کتک کاری ( البته اگه زورتان بهش می رسه در غیر اینصورت کمک بگیرید)

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 21:43  توسط امیر لاور | 

با روح من از روز ازل يارترين
 كودك شعر مرا مهر تو غمخوارترين
عطر
نام تو كه در پرده جان پيچيده ست
سينه را ساخته از ياد تو سرشارترين
اي تو روشنگر ايام مه آلوده عمر
بي تماشاي تو روز و شب من تارترين
در گذرگاه نگاه تو گرفتارانند
من به سرپنجه مهر تو گرفتارترين
مي توان با دل تو حرف غمي گفت و شنيد
گر بود چون دل من رازنگهدارترين

 

 هيچ جز ياد تو روياي دلاويزم نيست
هيچ جز نام تو حرف طرب انگيزم نيست
عشق مي ورزم و ي سوزم و فريادم نه
دوست مي دارم و مي خواهم و پرهيزم نيست
نور مي بينم و مي رويم و مي بالم شاد
شاخه ميگسترم و بيم ز پاييزم نيست
تا به گيتي دل از مهر لبريزم هست
كار با هستي از دغدغه لبريزم نيست
بخت آن را كه شبي پاك تر از باد سحر
با تو اي غنچه نشكفته بياميزم نيست
تو به دادم برس اي عشق كه با اين همه شوق
چاره جز آنكه
به آغوش تو بگريزم نيست
 

چو از بنفشه بوي صبح برخيزد


هزار وسوسه در جان من برانگيزد


كبوتر دلم از شوق ميگشايد بال


كه چون سپيده به آغوش صبح بگريزد


دلي كه غنچه نشكفته ندامتهاست

بگو به دامن باد سحر نياويزد


فداي دست نوازشگر نسيم شوم


كه خوش به جام شرابم شكوفه ميريزد


تو هم مرا به نگاهي شكوفه باران كن


در اين چمن كه گل از عاشقي نپرهيزد


لبي بزن به شراب من اي شكوفه بخت


كه مي خوش است كه با بوي گل درآميزد
 

این عکس رو هم تقدیم میکنم به دوست عزیزم

( نیک )

دوستان گلم ٬ این شعر وچند شعر از پستهای زیر از

مرحوم فریدون مشیری میباشد٬از این به بعد نام سراینده شعرهام رو

زیرش مینویسم.

بگذار سر به سينه من تا كه بشنوي
آهنگ اشتياق دلي دردمند را
شايد كه پيش ازين نپسندي به كار عشق
آزار اين رميده ی سر در كمند را
بگذار سر به سينه من تا بگويمت
اندوه چيست عشق كدامست غم كجاست
بگذار تا بگويمت اين مرغ خسته جان
عمري است در هواي تو از آشيان جداست
دلتنگم آن چنان كه اگر ببينمت به كام
خواهم كه جاودانه بنالم به دامنت
شايد كه جاودانه بماني كنار من
اي نازنين كه هيچ وفا نيست با منت
تو آسمان آبي آرام و روشني
من چون كبوتري كه پرم در هواي تو
يك شب ستاره هاي ترا دانه چين كنم
با اشك شرم خويش بريزم به پاي تو
بگذار تا ببوسمت اي نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت اي چشمه شراب
بيمار خنده هاي توام بيشتر بخند
 خورشيد آرزوي مني گرم تر بتاب

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

در نهانخانه  جانم گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد

يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم ودرآن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت

من همه محو تماشاي نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد تو به من گفتي ازاين عشق حذر كن

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب آيينه عشق گذران آست

تو كه اامروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا كه دلت با دگران است

تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن

با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم

سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي من نه رميدم نه گسستم

باز گفتم كه تو صيادي ومن آهوي دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم

اشكي از شاخه فرو ريخت

 

مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت

اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد

يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم

نگسستم نرميدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم

بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

سلام دوستان عزیز

من واقعا نمی دونم چگونه وبا چه زبانی از

دوستانی که منو با کامنتها و ایمیل هاشون

تشویق میکنن و دلگرمی می دن تشکر کنم

بعضی از این عزیزان رو در پا یین نام میبرم

البته دوستان من بسیار بیشتراز این عزیزان هستند

که در نوشته های بعدی از همه شون قدر دانی میکنم

درود بر همگی تا ابدیت

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 14:50  توسط امیر لاور | 

 

بلبل پر بسته زكنج قفس درآ

نغمه آزادي نوع بشر سرا

وز نفسي عرصه اين خاك توده را

پر شرر كن

ظلم ظالم ،جور صياد

آشيانم داده بر باد

 

 

اي خدا ،اي فلك ،اي طبيعت

شام تاريك مارا سحر كن

نوبهار است،گل ببار است

 

 

ابرچشمم، ژاله بار است

اين قفس چون دلم تنگ و تار است

شعله فكن در قفس اي آه آتشين

دست طبيعت گل عمر مرا مچين

 

 

جانب عاشق نگه اي تازه گل از اين

بيشتر كن ،بيشتر كن ،بيشتر كن

مرغ بيدل ،شرح هجران مختصر،مختصركن

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 14:44  توسط امیر لاور |