![]() |
![]() |
|
| به روی دریچه ی قلبم نوشتم ورود ممنوع عشق آمد و گفت بی سوادم |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 19:12 توسط امیر لاور |
|
فراموشم مکن که جزتومن کسی را ندارم
وغیرازتو مهردیگری پایبند نیستم تو مرا تنها گذاشتی توبه من کتاب دوست یابیدادی ولی در پشت دشمن آموختیتو از وفا و عاطفه سخن گفتی درحالیکه نامهربانی وبی مهریبیشتر ساخت |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 19:8 توسط امیر لاور |
|
|
روزي که تو را از دست دادم فکر کردم که فقيرترين انسان روي زمينم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 19:5 توسط امیر لاور |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 19:4 توسط امیر لاور |
|
![]()
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 19:3 توسط امیر لاور |
|
|
نمي خواهم به جز من دوست دار ديگري باشي |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 18:50 توسط امیر لاور |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 20:41 توسط امیر لاور |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آذر 1384ساعت 21:7 توسط امیر لاور |
|
|
سن ۱۴ سالگی: تازه توی اين سن ، هر رو از بر تشخيص ميدن ! اول بدبختی سن ۱۵ سالگی: ياد می گيرن که توی خيابون به مردم نگاه کنن ! ... از قيافه ء خودشون بدشون مياد سن ۱۶ سالگی: توی اين سن اصولا“ راه نميرن ، تکنو می زنن و تکنو را ميرن ! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنيس هم گيتار می زنن سن ۱۷ سالگی: يه کمی مثلا آدم ميشن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! يادش به خير ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بينن ، تا پس فردا عاشقش ميشن! ... آخ آخ! آهنگهای داريوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تيز ميشن ، ابی گوش ميدن سن ۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش ميدن که نفهمن چی شده سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چيزی غير از اين بچه بازيها می بينن! (مثلا عاقل ميشن سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال يه آدم حسابی می گردن سن ۲۳ سالگی: يکی رو پيدا می کنن! اما مرموز ميشن! ديدشون عوض ميشه سن ۲۴ سالگی: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته! اصلا“ لياقت عشق منو نداشت سن ۲۵ سالگی: عشق سيخی چند؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نيست سن ۲۶ سالگی: اين يکی ديگه همونيه که همه عمر می خواستم! ... افتخار ميدين غلامتون بشم؟ سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمی اومدم |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم آذر 1384ساعت 19:16 توسط امیر لاور |
|
|
عشق واقعی عشق به خالق عشقه عشق واقعی عشق به خداست - خدایی که عاشق بنده خودشه کسی که عاشق خداست همیشه شاده و چون خدا همیشه با اونه هیچ وقت تنها و غمگین نیست و این عشق دنیاست که دیر یا زود غم و اندوه و تنهایی را به ارمغان میاره ما ادعایی نداریم - ولی عاشقیم و سعی می کنیم که همدیگرو شاد کنیم - چون نیمه دوم و مهمتر عشق شادیست |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم آذر 1384ساعت 19:14 توسط امیر لاور |
|
|
عشق واقعی عشق به خالق عشقه عشق واقعی عشق به خداست - خدایی که عاشق بنده خودشه کسی که عاشق خداست همیشه شاده و چون خدا همیشه با اونه هیچ وقت تنها و غمگین نیست و این عشق دنیاست که دیر یا زود غم و اندوه و تنهایی را به ارمغان میاره ما ادعایی نداریم - ولی عاشقیم و سعی می کنیم که همدیگرو شاد کنیم - چون نیمه دوم و مهمتر عشق شادیست |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم آذر 1384ساعت 19:14 توسط امیر لاور |
|
|
آدامس : تنها چيزي كه توي دهان خانم ها بند مي شود |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم آذر 1384ساعت 19:12 توسط امیر لاور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
هنوزم تو شبهات اگه ماه و داري من اون ماه و دادم به تو يادگاري
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 اسفند 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
دوستت دارم جیگر |
|
RSS
|