![]() |
![]() |
|
| به روی دریچه ی قلبم نوشتم ورود ممنوع عشق آمد و گفت بی سوادم |
|
آنقدر در خویشتن درد درون ریختـــــم تا که خود با درد هستی سوز خودآمیختم تا جدا ماند من در من ز هر بيگانه اي از تـــــــــو هم اي عشق بيفرجام بگريختم برگ زردي بودم و در تند باد حادثه ها بر تن هر شــــــــاخه بي ريشه اي آميختم
بس که ديوار دلم کوتاه است هر که از کوچه تنهاهي من مي گذرد به هواي هوسي هم که شده سرکي مي کشد و مي گذرد
آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي سالها دير کرده است در آيينه به خود نگاه ميکنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است
اگه به زور روزگار از زندگيت ميرم كنار* ميرم كه ثابت بكنم عاشقتم ديوونه وار *تو گريه هاي زارو زار سپردمت به روزگار *اين از خودم گذشتنو پاي خاطر خواهيم بذار*خيال نكن كه خواستمه اين اونه كه مي خواستمه *به قبله ي محمدي اينه كه حرف راستمه
زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم اما گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم....تو نيز به آموختي چگونه دوست بدارم اما به من نيا موختي كه چگونه تو رو فراموش كنم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:42 توسط امیر لاور |
|
|
یک ندایی در قلبم هست که با من حرف میزند و موقع دلتنگی هایم همیشه با من هست خیلی حرف دارم ولی نمی دانم از کدام بگویم؟؟؟ اینبار دلتنگیهایم مثل همیشه نیست، چون وقتی قلم را بر دستانم گرفتم تا برایت مثل همیشه بنویسم نمی دانم چرا قلم در دستانم بی حرکت ماند؟ نمی دانم چرا زبانم بند آمد؟ چرا افکارم پریشان شده است ؟چرا پاهایم توانایی راه رفتن و همراهی با من را ندارد؟ چرا؟؟؟ نمی دانم؟؟؟!!!................ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:38 توسط امیر لاور |
|
|
اگه بگم که قول ميدم تا هميشه باهات باشم اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي اگه بگم بهونه ي هرنفسم تنها تويي اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم اگه بگم زندگي مو بذر بهارت مي کنم اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني اگه بگم بال مني لحظه ي پروازمني ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال؟ ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه وکال ؟ ميشي برام ماه شبهاي بي سحر؟ ميشي برام ستاره ي راه سفر؟ ولي بدون هر جا باشي يا نباشي مال مني بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني براي سعادت شبا شعرامو من داد ميزنم گفتم اينو بنويسم که دوست دارم عزيزم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:36 توسط امیر لاور |
|
|
با توام با تو خدا یک کمی معجزه کن چند تا دوست برایم بفرست پاکتی از کلمه جعبه ای از لبخند نامه ای هم بفرست
کوچه های دل من باز خلوت شده است پیش از آن که برسم دوستی را بردند یک نفر گفت به من باز دیر آمده ای دوست قسمت شده است
با توام با تو خدا یک دل قلابی یک دل خیلی بد چقدر می ارزد ؟! من که هرجا رفتم گفتم: شده این قلب حراج بدوید یک دل مجانی قیمتش یک لبخند به همین ارزانی
هیچ کس دل نخرید هیچ کس قلب مرا قرض نکرد هیچ کس هم ندوید
با توام با تو خدا پس بیا این دل من مال خودت من که دیگر رفتم اما ببر این دل را دنبال خودت |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:34 توسط امیر لاور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
هنوزم تو شبهات اگه ماه و داري من اون ماه و دادم به تو يادگاري
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 اسفند 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
دوستت دارم جیگر |
| پیوندها |
|
عاشقانه به نام آنکه عشق را آفرید سلام به عاشقان تنها تو را من دوست دارم ملودی تنهایی ستاره قصه دلتنگی قصه بی تو بودن داریوش عزیز قصه دلتنگيه.............قصه بي تو بودن بهنوش جونممممممممممممممم زندگی(ایران و آرش) بهترین وبلاگ دنیا فقط کلیک کن دل شکسته(امید) عاشق عاشق شدنم(محسن) و باز بیآغاز...(مریم) التماس(بهنوش جونم) قطره قطره (سمانه جون) قاصدک من دلشکسته (سارا جانم) عاشقی ندای من چشمک دختر ایرونی sabzeneh عشق+2(گلاره جان) ورود ممنوع (آلبالو) |
|
RSS
|