تبليغاتX
عاشقانه ها -
به روی دریچه ی قلبم نوشتم ورود ممنوع عشق آمد و گفت بی سوادم
 
تیشه به ریشه ام نزن ای تو عزیزترین کس ام
 
 
رفته ام از خیال تو اما تویی هر نفسم
 
 
  از همه اندوهگین تر شخصی است که از همه بیشتر  می خندد
 
 
خوب رويان جهان رحم ندارد دلشان…… بايد از جان گذرد هر كه شود عاشقشان
 
 
حرف اول شد معشوق          حرف آخر شد عاشق
 
 
 

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم

وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

گر شکستیم ز غفلت،من و مایی نکنیم

 

 

عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشاندم و

پارو زنان سوي تو فرستادم

وقتي به ساحل نگاه تو رسيد

تو چشمانت را بستي

              و قايقم ، غرق شد !

 
 
 
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:29  توسط امیر لاور |