![]() |
![]() |
|
| به روی دریچه ی قلبم نوشتم ورود ممنوع عشق آمد و گفت بی سوادم |
|
نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم... چون دنيا يه روز تموم ميشه... نميخوام بگم که مثل گلي... چون گل هم يه روز پژمرده ميشه... نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره اس... چون شب هم بالاخره تموم ميشه... نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالي... چون اب که هميشه پاک نميمونه... نميخوام بگم که دوستت دارم... چون منکه اصلا دوستت ندارم... بلکه من عاشقتم... چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 19:26 توسط امیر لاور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
هنوزم تو شبهات اگه ماه و داري من اون ماه و دادم به تو يادگاري
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 اسفند 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
دوستت دارم جیگر |
|
RSS
|