![]() |
![]() |
|
| به روی دریچه ی قلبم نوشتم ورود ممنوع عشق آمد و گفت بی سوادم |
|
با توام با تو خدا یک کمی معجزه کن چند تا دوست برایم بفرست پاکتی از کلمه جعبه ای از لبخند نامه ای هم بفرست
کوچه های دل من باز خلوت شده است پیش از آن که برسم دوستی را بردند یک نفر گفت به من باز دیر آمده ای دوست قسمت شده است
با توام با تو خدا یک دل قلابی یک دل خیلی بد چقدر می ارزد ؟! من که هرجا رفتم گفتم: شده این قلب حراج بدوید یک دل مجانی قیمتش یک لبخند به همین ارزانی
هیچ کس دل نخرید هیچ کس قلب مرا قرض نکرد هیچ کس هم ندوید
با توام با تو خدا پس بیا این دل من مال خودت من که دیگر رفتم اما ببر این دل را دنبال خودت |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:34 توسط امیر لاور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
هنوزم تو شبهات اگه ماه و داري من اون ماه و دادم به تو يادگاري
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 اسفند 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
دوستت دارم جیگر |
|
RSS
|